X
تبلیغات
رایتل

شیوه های تشویق و تنبیه

در تربیت اسلامی تکیه بر تشویق بیش از تنبیه است. حیات جهان بر محبت و تفاهم بنا نهاده شد و آنگاه که نصیحت سودی نبخشید، مسئله ی انذار و تنبیه مطرح خواهد شد. از طریق مدارا، بهتر می توان با کودک کنار آمد تا از طریق استبداد انسان به هر گونه که باشد در برابر فرد مستبد می کوشد خودی نشان دهد و مقاومتی ابراز نماید. گاه باید در مواجه با رفتاری خود را به تغافل زد و با بیان تمثیل فرد ناآگاه را به زشتی رفتارش آگاه نمود. عوارض ناخواسته مستقیم گویی سبب بی حیایی و جسارت کودک می شود و این مسئله می تواند آغازی برای بروز آگاهانه و بی پرده رفتارهای منفی در او گردد و این امر نتایجی جز شکست را در پی نخواهد داشت. 

تشویق

یکی از روش های بسیار مؤثر در تربیت، تشویق کارهای خوب کودک است. تشویق در روح و نهاد کودک اثر می گذارد و او را به انجام کارهای نیک ترغیب می کند.

در تربیت، اولیا و مربیان می توانند از طریق تشویق، کودک را به کاری وا دارند که مطلوب آنهاست و از کاری که بدان راضی نیستند، باز دارند. کودک در سایه تشویق، از بسیاری خواسته ها و تمایلات خود چشم پوشی می کند و عملاً به راهی می رود که مشوق او خواهان آن است. تشویق های کلامی و پاداش ها در قالب جوایز اگر درست بکار گرفته شوند تأثیر زیادی خواهند داشت. در تشویق خساست کردن اصلاً خوب نیست ولی مراقب باشید تا بر اثر تشویق های غیر کلامی ، او تاجری نشود که برای انجام هر کار خوبی منتظر پاداش باشد.

تنبیه

نظر به اینکه در وجود انسان آمیزه ای از استعداد خیر و شر می باشد. هدف تربیت این است که در جامعه بشری، خیر و سعادت را بر شر و سیه روزی، قالب و چیره سازد. وقتی فرد از مسیر خود و سعادت آن چنان گام فراتر نهد که پیروی از تمایلات نفسانی را بر هر چیزی ترجیح دهد، باید به منظور هشدار او به چنین انحرافی و جلوگیری از تکرار آن، از عامل تنبیه و مجازات استفاده کرد. البته این عامل وقتی بکار می رود که سایر عوامل تربیتی از تأثیر و کارآیی در مورد فرد، ناکافی و عاجز باشد.

لذا تنبیه و مجازات که یکی از عوامل باز دارنده است، در شرایط بخصوصی نیرومندترین و ضروری ترین وسیله ی ضمانت خیر و سعادت برای جامعه ی انسانی است. خداوند متعال در قرآن، ضرورت تنبیه و مجازات را چنین اعلام می فرماید:« ای اندیشمندان در امر قصاص و مجازات متخلّف، حیات و زندگانی شما پیش بینی و ضمانت شده است.» به خاطر داشته باشیم که تنبیه به معنی آگاه ساختن است لذا با ضرب و شتم منافات دارد و بیشتر عبرت آموزی و درس گیری برای اصلاح رفتار است. 

تنبیه بدنی

تنبیه بدنی برای کودکان به عنوان یک عامل باز دارنده در تربیت محسوب می شود. کودک ممکن است از ترس کتک، به حسب ظاهر دست از رفتار نامناسب بردارد و در حضور اولیا و مربیان آن کار را انجام ندهد اما عادت بد او غالباً از بین نمی رود و چنانچه مؤثر واقع گردد تأثیرات بدی که بر روح و جسم دانش آموز وارد می سازد آنقدر زیاد است که آینده زندگی اجتماعی فرد را به تباهی می کشاند تربیت نسلی ترسو، افسرده و بدون خلاقیت از نتایج تنبیه بدنی در تربیت کودکان می باشد.

تنبیه غیر بدنی

برخی از اولیا و مربیان برای تربیت کودکان، از تنبیهات غیر بدنی استفاده  می کنند، مانند حبس کردن کودک در محل های ترسناک، طعنه، تحقیر، دشنمام، سرزنش، اهانت و... این قبیل تنبیهات ضررشان کمتر از تنبیهات بدنی نیست و شخصیت کودک را در هم می کوبد و اسباب ترس و اضطراب او را فراهم   می سازد: بسیار اتفاق افتاده است که کودک محبوس چنان ترسیده که به ضعف اعصاب مبتلا شده و تا آخر عمر نتوانسته است از عوارض آن رهایی یابد. فحش و بد زبانی علاوه بر از بین بردن حرمت برای کودک بدآموزی دارد و او را به این عمل زشت عادت می دهد.

بعضی دیگر از تنبیهات غیر بدنی چنین نتایج بد را به بار         نمی آورد، مانند قهر کردن، محروم کردن کودک از تفریح و گردش، منع از بازی و...

این قبیل تنبیهات اگر درست و به طور عاقلانه به کار گرفته شوند برای تعلیم و تربیت کودکان تا حدودی مفید واقع می شوند و ضرر چندانی هم ندارد.

نکات مهم در امر تنبیه

در امر تنبیه به نکاتی باید توجه کرد که اهم آنها بدین قرارند:

1ـ قبل از تنبیه ریشه و علت تخلف باید کشف شود تا با از میان بردن آن از تکرار تخلف جلوگیری گردد.

2ـ تنبیه آخرین روش تربیتی مورد استفاده قرار می گیرد.

3ـ سعی به عمل آید که تنبیه در جمع خصوصاً در مقابل دوستان کودک، اعمال نشود: زیرا موجب افراط در رنجاندن کودک و سبب پیدایش حالت گستاخی در وی می گردد. در واقع هتک حرمت کودک را سبب می شود.

4ـ عمل بد کودک نکوهش شود نه شخصیت او، مثلاً اگر کودک کار ناشایستی را انجام داده است، باید گفت:« این کار تو نادرست است» نه این که« تو فرد نادرستی هستی» و تنبیه به نشانه ی تنفّر از عمل زشت وی صورت گیرد نه تنفّر از خود کودک.

5ـ نباید در تنبیه زیاده روی نمود، چون در اثر تکرار و زیاده روی، اثر خود را از دست می دهد.

6ـ هنگام تنبیه به رخ کشیدن خوبی های همسالان کودک، نمی تواند نتیجه مناسبی در برداشته باشد؛ زیرا در بیشتر موارد چنین عملی موجب تحریک حس حسادت کودک نسبت به همسالان شده نوعی نفرت در او پدیدار می سازد.

7ـ بیشتر از همه رفتار ناشایسته و نابجای فرد تنبیه و نکوهش شود تا خود  فرد.

8ـ طولانی نبودن زمان تنبیه، به گونه ای نباشد که کودک از لحاظ روحی و روانی به هم بریزد. اگر این گونه شود به سختی می توان آرامش را به وی برگرداند.